مبانی مدیریت سرمایه گذاری
مبانی مدیریت سرمایه گذاری
سرمایه گذاری و سرمایه گذاران
تعریف سرمایه گذاری:
سرمایه گذاری (Investment) عبارت است از هرگونه فدا کردن ارزشی در حال حاضر )که معمولاً مشخص
است( به امید به دست آوردن ارزشی در زمان آینده )که معمولاً اندازه یا کیفیت آن نامعلوم است(. به عبارتی
سرمایه گذار در حال حاضر، ارزش مشخصی را فدا می کند تا در قبال آن در آینده ارزش خاصی که مورد نظرش
است به دست آورد؛ مثل پرداخت وجهی بابت خرید سهام به امید به دست آوردن سودهای مشخصی از آن در
آینده.
سرمایه گذاری را به روش های مختلفی تقسیم بندی می کنند:
۱- بر اساس موضوع سرمایه گذاری: سرمایه گذاری بر حسب موضوع به دو دسته سرمایه گذاری واقعی
و سرمایه گذاری مالی تقسیم می شود. سرمایه گذاری واقعی نوعی سرمایه گذاری است که فرد با فدا
کردن ارزشی در زمان حاضر، نوعی دارایی واقعی به دست می آورد. در واقع موضوع سرمایه گذاری،
دارایی واقعی است. خرید ملک یا آپارتمان، نمونه ای از این سرمایه گذاری است. در سرمایه گذاری مالی،
فرد در ازای فدا کردن ارزش حاضر، نوعی دارایی مالی که نتیجه آن معمولاً جریانی از وجوه نقد است به
دست می آورد. سرمایه گذاری در اوراق بهادار مثل سهام عادی یا اوراق مشارکت، که فرد در ازای
پرداخت پول، محق به دریافت جریانی از وجوه نقد به شکل سود می شود، سرمایه گذاری مالی محسوب
می شود.
۲- بر اساس زمان یا مدت سرمایه گذاری: بر حسب زمان، سرمایه گذاری را می توان به کوتاه مدت یا
حداکثر تا یک سال و بلند مدت یا بیش از یک سال تقسیم کرد.
۳- بر حسب خطر یا ریسک سرمایه گذاری: از آن جا که منافع حاصل از سرمایه گذاری در آینده به
دست می آید و نسبت به تحقق این منافع یقین وجود ندارد پس انواع سرمایه گذاری ها با درجاتی از
احتمال عدم تحقق منافع مورد نظر سرمایه گذار یا ریسک مواجهند. بر اساس این که میزان یا احتمال تحقق
نیافتن منافع آتی )یا ریسک( چقدر باشد، سه نوع سرمایه گذاری را می توان از یکدیگر متمایز ساخت:
سرمایه گذاری با ریسک متناسب، سرمایه گذاری با ریسک نسبی بیشتر و سرمایه گذاری پر خطر یا
ریسکی. سرمایه گذاری متناسب یا به طور خلاصه سرمایه گذاری، نوعی سرمایه گذاری است که ریسک
آن متناسب با بازده ای است که از آن انتظار می رود. سرمایه گذاری با ریسک نسبتاً بیشتر یا سفته بازی،
نوعی سرمایه گذاری است که در آن سرمایه گذار برای کسب بازده، ریسک بیشتری تقبل می کند و
بالاخره سرمایه گذاری بسیار ریسکی یا قمار، نوعی سرمایه گذاری است که در آن فرد برای به دست
آوردن بازده ای ولو بسیار کم، ریسک بسیار زیادی متحمل می شود. بحث تکنیکی مربوط به محاسبۀ
ریسک، در فصل دوم مطرح خواهد شد.
انواع سرمایه گذاران
سرمایه گذارانی که در بازارهای معامله اوراق بهادار وجود دارند متنوع و به شرح زیرند:
۱- اشخاص حقیقی: گروهی هستند که بیشتر به امید انتفاع از سرمایه گذاری اقدام به خرید یا فروش اوراق
بهادار می کنند. در برخی موارد، وقتی سرمایه این افراد زیاد باشد، ممکن است هدف دیگری همچون به
دست گرفتن کنترل شرکت از طریق خرید درصد بالایی از سهام آن شرکت نیز دنبال شود.
۲- اشخاص حقوقی: این اشخاص که معمولاً به دلیل وسعت عمل و حجم منابع مالی، تأثیر بسزایی در بازار
سرمایه دارند، متنوع و برخی از مهم ترین آن ها به شرح زیرند:
۲-۱ بانک ها:مؤسساتی هستند که معمولاً به دو دلیل وارد بازار می شوند. اول که بیشتر رایج است، کسب
بازده از وجوهی است که به شکل سپرده نزد آنان قرار دارد و دوم، که معمولاً تابع شرایط خاصی است عبارت
است از ایجاد و حفظ بازاری سیال و نقدینه برای اوراق بهادار. در این نقش بانک ها از طریق عرضه یا تقاضای
اوراق بهادار هنگامی که برای آن ها عدم تعادل وجود دارد، نقش متعال کردن بازار را ایفا می کنند.
۲-۲ شرکت های بیمه: شرکت های بیمه با دو دسته جریان وجوه مواجهند: جریان ورودی که معمولاً
شامل حق بیمه های وصولی بابت موضوعات بیمه اشخاص و غیر اشخاص می گردد و جریان خروجی که
عمدتاً شامل خسارت های پرداختی، پس انداز عمر افراد و نظایر آن است. برای این که بین این دو جریان
تعادلی مطلوب برقرار شود، شرکت های بیمه معمولاً سعی می کنند بخش عمده ای از وجوه خود را سرمایه
گذاری کنند. یکی از بازارهای جذاب برای این قبیل شرکت ها، بازار اوراق بهادار می باشد. شرکت های بیمه
معمولاً به لحاظ حجم قابل توجه منابع مالی، تأثیر بسزایی در این بازار دارند.
۲-۳ صندوق های بازنشستگی: این مؤسسات نیز مانند شرکت های بیمه با دو دسته جریان وجوه مواجهند؛
یک دسته وصولی ها ی مربوط به کسور بازنشستگی افراد که غالباً در مقایسه با جریان خروجی وجوه، رقم
کمی است و دسته دوم پرداخت های مربوط به حقوق بازنشستگی که معمولاً رقم قابل توجهی می باشد )جریان
خروجی(. صندوق های بازنشستگی برای ایجاد تعادل بین این دو جریان ورودی و خروجی، وجوه در دسترس
خود را برای کسب بازده و تقویت جریان ورودی به اشکال مختلف سرمایه گذاری می کنند که سرمایه گذاری
در انواع اوراق بهادار یکی از رایج ترین آن ها می باشد. این مؤسسات نیز به دلیل منابع قابل توجه مالی، تأثیر به
سزایی در بازار دارند.
۲-۴ شرکت های سرمایه گذاری: شرکت های سرمایه گذاری مؤسساتی هستند که از طریق فروش
سهم و در برخی موارد، اوراق قرضه، منابع مالی پس انداز کنندگان و افراد را جمع آوری کرده، و آن ها را در
سهام و اوراق قرضه سایر شرکت ها سرمایه گذاری می کنند. اهمیت این مؤسسات در این است که افراد، با
پس انداز اندک خود، شاید به راحتی نتوانند در اوراق بهادار مورد نظر خود سرمایه گذاری کنند اما این قبیل
شرکت ها، با یک کاسه کردن وجوه، آن ها را در اوراق بهادار متنوع سرمایه گذاری و معمولاً بازده ای بیشتر از
این مجموعه عاید می کنند.
شرکت های سرمایه گذاری خدمات متنوعی انجام می دهند که موارد زیر از اهم آن هاست:
– اداره حساب های مختلف سرمایه گذاران، سرمایه گذاری مجدد سودهای سهام آنان.
– سرمایه گذاری وجوه جزء جمع آوری شده در اوراق بهادار متنوع و ایجاد مجموعه سرمایه گذاری کارآ
– بررسی و کنترل مستمر سرمایه گذاری ها برای حفظ شرایط ارائه شده هر یک (به طور مثال حداقل بازده
لازم، حداکثر ریسک قابل قبول و…)
– ارزیابی مستمر اوراق بهادار برای انتخاب اوراق بهادار دارای بازده بالقوه بالا.
با توجه به مقیاس عمل گسترده، معمولاً هزینه سرمایه گذاری برای این شرکت ها حداقل می شود. بحث مربوط
به شرکت های سرمایه گذاری و انواع آن، در فصول آتی به تفصیل مطرح خواهد شد.
۲-۵ شرکت های دارنده یا مادر: شرکت های مادر یا دارنده، شرکت هایی هستند که سهام یک یا چند – –
شرکت فرعی را به منظور کسب کنترل آن ها در جهت تحقق یک هدف مشترک در دست دارند. لازم به ذکر
است که سهام کنترل کننده لزوماً ۱۵ % نبوده و حتی ممکن است برای شرکت هایی که سهام آن به طور گسترده
ای پراکنده شده، این میزان حتی کمتر از ۵۱ % باشد. از آن جا که در بازار بورس اوراق بهادار، به خاطر
معاملات مستمر سهام، تغییرات مالکیتی رخ می دهد لذا این شرکت ها به منظور حفظ موقعیت کنترلی خود
دائماً در بازار حضور می یابند.
۲-۶ شرکت های کارگزاری: واسطه های مالی هستند که بین خریداران و فروشندگان اوراق بهادار، – –
نقش تسهیل کننده مبادله را بر عهده دارند در ایران، اساسنامه این شرکت ها به آن ها اجازه داده تا میزان
معاملات مشخص، مشروط بر این که از میزان سرمایه آن ها تجاوز نکند، برای خود خرید و فروش کنند.
۲-۷ سایر اشخاص حقوقی: معمولاً شرکت ها وجوه مازاد خود را جهت کسب بازده در اوراق بهادار – –
سرمایه گذاری می کنند. بعضی اوقات نیز خرید بخشی از اوراق بهادار )سهام عادی یا ممتاز( یا تمام آن، به امید
جذب یا ادغام شرکت مورد نظر در راستای اهداف رقابتی شرکت اصلی می باشد.
ماهیت اصلی تصمیمات سرمایه گذاری:
بازده : چرا سرمایه گذاری کنیم؟ در یک عبارت ساده می توان گفت که سرمایه گذاران می خواهند از پول خود،
سودی را کسب نمایند. وجه نقد دارای یک هزینه فرصت از دست رفته است در صورتی که یک وجه نقد را
نگهداری کنید فرصت کسب سود از طریق آن وجه نقد را از دست خواهید داد. به علاوه، در یک فضای تورمی،
قدرت خرید پول کاهش می یابد، به عبارت دیگر وقتی نرخ تورم بالا باشد قدرت خرید به سرعت کاهش می یابد.
ریسک ۲ : سرمایه گذاران دوست دارند بازده آنها تا جایی که امکان داشته باشد زیاد باشد؛ ولی باید توجه داشت
که میزان بازده تحت تاثیر ریسک قرار دارد. در اینجا، ریسک عبارت است از میزان اختلاف بازده واقعی یک
سرمایه گذاری از بازده مورد انتظار آن. ریسک سهام عادی نسبتا بیشتر است و بازده مورد انتظار آن می تواند در
طول یک سال، شش ماه، یک ماه و حتی یک روز متغیر باشد.
این سوال پیش می آید که آیا سرمایه گذاران از ریسک نفرت دارند؟ معمولا در اقتصاد و به خصوص در سرمایه
گذاری فرض بر این است که سرمایه گذاران منطقی عمل می کنند. بنابراین سرمایه گذاران منطقی، اطمینان را به
عدم اطمینان ترجیح می دهند و طبیعی است که در این حالت می توان گفت سرمایه گذاران نسبت به ریسک علاقه
ای ندارند، به عبارت دقیق تر باید گفت که سرمایه گذاران ریسک گریز هستند. یک سرمایه گذار ریسک گریز ۳
کسی است که در ازای قبول ریسک، انتظار دریافت بازده بیشتری دارد. توجه داشته باشید که در این حالت پذیرفتن
ریسک یک کار غیر منطقی نیست، اگرچه میزان ریسک خیلی زیاد باشد، چون در این حالت انتظار بازده بالایی نیز
وجود دارد. در واقع، سرمایه گذاران به طور منطقی نمی توانند انتظار داشته باشند که بدون قبول ریسک بالا، بازده
بالایی کسب کنند.
سرمایه گذاران به صورت ضمنی یا آشکارا با توجه به ریسک پذیری خود دست به سرمایه گذاری می زنند. سرمایه
گذارانی که ریسک بالایی را قبول می کنند، انتظار بازده بالایی را نیز دارند و برعکس سرمایه گذارانی که ریسک
پایینی را قبول می کنند انتظار بازده پایینی را دارند.
همانطور که قبلا گفتیم سرمایه گذاران به دنبال حداکثر کردن بازده خود هستند. با این حال آیا می توان گفت که
سرمایه گذاران به دنبال حداقل کردن ریسک خود هستند؟ خیر! به این دلیل که حداقل کردن میزان ریسک،
مخصوصا نرخ بازده پایین، دارای هزینه هایی است. حداقل کردن ریسک به نگهداری دارایی های بدون ریسک
مثل پس انداز و اوراق خزانه منجر می شود؛ در حالی که کسانی که سرمایه گذاری می کنند علاقمند هستند رابطه
منطقی بین ریسک و بازده سرمایه گذاری خود ایجاد کنند.
رابطه ریسک و بازده: در حیطه دارایی های مالی، سرمایه گذاران می توانند هر نوع ریسک و –
بازده ای را انتخاب کنند. سرمایه گذار منطقی ریسک بالایی را نمی پذیرد مگر اینکه انتظار داشته
باشد این ریسک با بازده بالا جبران خواهد شد. بازده مورد انتظار باید به اندازه کافی بالا باشد تا بتواند ریسک بیشتر
را جبران کند؛ با این حال هیچ تضمینی وجود ندارد که بازده اضافی حتما حاصل خواهد شد. بازده یک دارایی بدون ریسک از قبیل اوراق خزانه. در این حالت ریسک سرمایه گذاری صفر است
و بازده مورد انتظار برابر است با نرخ فعلی بازده یک دارایی بدون ریسک مانند اوراق خزانه.
در این شکل هر چه از سمت اوراق خزانه که بدون ریسک هستند به سمت اوراق قرضه، اوراق سهام و غیره که
ریسک دار هستند حرکت می کنیم با توجه به افزایش ریسک، میزان بازده مورد انتظار نیز افزایش می یابد. سهام
عادی در مقایسه با اوراق قرضه کاملا با ریسک است ولی میزان ریسک آن از اوراق اختیار خرید و فروش سهام ۱ یا
پیمان های آتی ۶کمتر است. می توان مجموعه ای از دارایی های مالی را با توجه به ریسک و
بازده آن مشخص کرد. هر یک از این دارایی ها نیز مانند سهام عادی با توجه به نوع سهام دارای ریسک و بازده
متنوعی است.
سرمایه گذارانی که سعی دارند نرخ بازده بیشتری داشته باشند بایستی بپذیرند که میزان ریسک آنهانیز افزایش پیدا
خواهد کرد. اگر چه همه سرمایه گذارانی که به صورت منطقی عمل می کنند از بازده استقبال و از ریسک دوری
می کنند ولی با این حال با درجات مختلف ریسک و بازده و رابطه آن موافق هستند. سرمایه گذاران دوست دارند
متناسب با ریسک پذیری خود به بازده دست پیدا کنند. در اقتصاد همیشه فرض بر این است که سرمایه گذاران
همیشه به دنبال حداکثر کردن مطلوبیت خود هستند در حالی که سرمایه گذاران با توجه به ریسک و بازده دست به
سرمایه گذاری می زنند.
۱: رابطه ریسک و بازده برای سرمایه گذاران
همیشه در نظر داشته باشید که رابطه میان ریسک و بازده که مربوط به انتظارات سرمایه گذاران در زمان آینده است. این بدان معنی است که قبل از اینکه سرمایه گذاری عملا صورت گیرد، سرمایه گذار انتظار دارد نسبت به ریسک بالا، بازده بالایی کسب کند. این مورد، تنها انتظار قابل ملموسی است که
سرمایه گذاران ریسک گریز، که اکثریت سرمایه گذاران را تشکیل می دهند، دارند.
معمولاً سرمایه گذاری مستقیم خارجی از نظر حقوقی به دو نوع تقسیم می شود:
الف- سرمایه گذاری مستقل خارجی
ب- سرمایه گذاری مشترک
سهام
عادی
اوراق
قرضه
شرکت
پیمان های آتی
اوراق اختیار
خرید و فروش
سهام
اوراق اختیار خرید
الف- سرمایه گذاری مستقل خارجی:
سرمایه گذاری مستقل خارجی از نظر حقوقی به سرمایه گذاری شرکتهای خارجی با مالکیت صد در صد خارجی
اطلاق می شود و چنانچه از عنوان آن نیز پیداست در این قبیل سرمایه گذاری ها جایی برای سرمایه گذاران داخل
وجود ندارد و سرمایه گذاران خارجی از هر جهت دارای استقلال کامل می باشند.
ب- سرمایه گذاری مشترک
در کشورهای در حال توسعه شکل تکامل یافته سرمایه گذاری های خارجی بصورت سرمایه گذاری های مشترک
می باشد در این نوع سرمایه گذاری ها، هزینه های سرمایه گذاری و منافع حاصل از از آن به تناسب بین سرمایه گذاران
خارجی و داخلی تقسیم می گردد. هر چند که روش سرمایه گذاران خارجی و داخلی تقسیم می گردد. هر چند که
روش سرمایه گذاری با مالکیت صد در صد خارجی هنوز در بسیاری از کشورها اعمال می شود، اما این روش
تدریجاً جای خود را به روش سرمایه گذاری مشترک داده است. این نوع سرمایه گذاری خود به دونوع سرمایه
گذاری مشترک قراردادی و سهامی تقسیم می شود.
الف سرمایه گذاری مستقیم مشترک قرار دادی –
این نوع سرمایه گذاری نزد کشورهائی با اقتصاد متمرکز که در قوانین آنها نظریه مالکیت حقوقی به رسمیت شناخته
نمی شوند، معمول است. به عبارتی این نوع سرمایه گذاری وقتی استفاده می شود که قوانین کشوری که قرار است
فعالیتهای تجاری در آن صورت پذیرد، مفهوم مالکیت خصوصی دارائی را به رسمیت نشناخته باشد. بر طبق قوانین
حاکم بر سرمایه گذاری های خارجی در این کشورها کلیه مسائل و توافق های میان پذیرنده سرمایه و سرمایه گذار
در یک قرار داد خاص گنجانده می شود. این نوع سرمایه گذاری،مشابه قرار دادهای مشترک بوده و به استثنای
مسائل مربوط به مالکیت، دارای همه پیش بینی های لازم و حاکم بر روابط میان طرفین قرارداد می باشد. از
ویژگی های بسیار مهم سرمایه گذاری های مشترک قراردادی، محدود بودن مدت سرمایه گذاری است و برخلاف
رویه معمول در سرمایه گذاری مشترک غیر قراردادی، با پایان یافتن دوره قرارداد ختم دوره سرمایه گذاری نیز فرا
می رسد.
ب- سرمایه گذاری مستقیم مشترک سهامی
این نوع سرمایه گذاری که رایج ترین نوع سرمایه گذاری خارجی است از طریق تقسیم مالکیت سهام و سرمایه بین
سهامداران داخلی و خارجی صورت می گیرد و معمولاً شرکاء نسبت به سهام خود در مدیریت واحد تولیدی نقش
دارند. در روش سرمایه گذاری مستقیم مشترک سهامی قوانین حاکم بر روابط بین سرمایه گذاران )سهامداران(
قوانین خاص سرمایه گذاری و قوانین تجاری می باشد. به طور مثال در ایران قانون جلب و حمایت سرمایه های
خارجی و قانون تجارت و سایر قوانین مرتبط، مورد استفاده قرار می گیرند. اما معمولاً سهامداران قراردادهائی را بین
خود تحت قرارداد مشارکت در چارچوب قوانین موضوعه تنظیم می کنند. با این وصف در این قرار داد مشارکت در
چارچوب قوانین موضوع تنظیم می کنند. با این وصف در این قراردادها جزئیات مربوط به روابط و حقوق
سهامداران و نحوه مدیریت شرکت مشترک و شرایطی که طبق آن سهامداران خارجی خدمات خود را ارائه
می دهند مورد توافق قرار می گیرد.
انواع سرمایه گذاری های مشترک از نظر ترکیب مالکیت سرمایه عبارتند از:
الف- اقلیت سهام در مالکیت خارجی
ب- اکثریت سهام در مالکیت خارجی
ج-مالکیت سهام به نحو مساوی
د- ۴۴ درصد در مالکیت محلی و ۴۴ درصد در مالکیت شرکت خارجی و مالکیت ۰ درصد سهام کنترل کننده که
به یک شخص ثالث واگذار می شود.
ه- صد در صد مالکیت سرمایه به یک شرکت مستقل واگذار می شود و شرکت مستقل اختیار تحصیل همه یا قسمتی
از سهام را دارد.
الف- سرمایه گذاری پرتفوی خارجی :
سرمایه گذاری پرتفوی خارجی را سرمایه گذاری در سبد دارائی و تأمین سهام نیز می نامند.این نوع سرمایه گذاری
شامل حفظ و تغییر سبد دارائیهاست که با هدف حداقل کردن ریسک و حداکثر کردن سود، سرمایه گذار به آن
اقدام می کند. در این نوع سرمایه گذاری، سرمایه گذار خارجی با خرید سهام یا اوراق قرضه سهام خود را وارد
کشور میزبان می کند و در اداره و مالکیت، تنها به اندازه سهم خود اختیار و حق رأی دارد و متناسب با آن، سود یا
زیان می برد . به همین دلیل مخاطره کلی متوجه سرمایه نبوده و مسئولیت مدیریتی آن نیز کمتر است و به همین خاطر
سرمایه گذاران خارجی تمایل بیشتری به این نوع نشان می دهند.
سرمایه گذاری غیر مستقیم خارجی به دو صورت انجام می شود:
تأمین یا خرید اسناد اعتباری قابل انتقال که توسط دولت کشور سرمایه پذیر منتشر می شود.
خرید اوراق قرضه یا سهام کشور سرمایه پذیر که توسط افرادی از ملیتهای دیگر انجام می شود و این نوع سرمایه
گذاری بطور عمده بر روی اوراق قرضه و اوراق سهام انجام می گیرد. با این حال اوراق بدهی شامل اوراق قرضه،
اوراق تجاری شرکتها، سپرده های بانکی و اسناد خزانه دولتی به همراه سهام، جریان سرمایه بانکهای تجاری، جذب
کننده این نوع سرمایه گذاریها است که در زیر به تعریف مختصر هر کدام از این ابزارهای یاد شده می پردازیم:
سهام شرکتها سهام شرکت ها قابل انتقال خواهد بود. درآمد این اسناد بهادار ناشی از سود دهی شرکتهای
تجاری تولیدی بعلاوه تفاوت قیمت خرید و فروش سهام در بازار است. وقتی شرکتها اقدام به انتشار سهام برای
فروش به ارزهای خارجی می کنند و یا سهام به خارجیان عرضه می شود، سرمایه گذاری پرتفوی خارجی (FPI) در
سهام روی می دهد.
اوراق قرضه: اوراق قرضه به صورت بلندمدت و از طریق دولتها و شرکتهای صنعتی و تجاری منتشر می شود. –
اوراق قرضه در بازارهای داخلی و یا بین المللی منتشر می شود و به اوراقی که در بازارهای بین المللی عرضه
می شود، اوراق بین المللی یا اروپائی می گویند. وقتی اوراق قرضه ای در بیش از یک بازار همزمان انتشار یابد آنرا
اوراق قرضه جهانی گویند. درآمد اوراق قرضه ناشی از نرخ بهره ای است معین و درآمد سر رسید شامل افزایش و یا
کاهش قیمت اوراق به علاوه بهره دریافتی است.
اوراق تجاری: شرکتها و مؤسسات تجاری و تولیدی که از ثروت و شهرت مناسبی در بازار های مالی –
برخوردارند برای رفع کمبودهای مالی کوتاه مدت یا مستقیماً به بانکها مراجعه می کنند ویا به صدور اوراق تجاری
مبادرت می نمایند. سررسید اوراق تجاری کمتر از یکسال است و شرکت صادر کننده اوراق متعهد باز پرداخت مبلغ
اسمی و بهره اوراق در سررسید است. بعضی از اوراق تجاری بدون بهره بوده و به صورت تنزیل صادر می شوند.
حصه انفرادی از سرمایه یک شرکت که در تملک دارنده سهم است.
اسناد خزانه دولتی : این اسناد با سر رسید ۳۱ روزه، ۶ ماهه و به طور کلی کمتر از یکسال به وسیله دولتها صادر –
می شوند و انتشار آنها به صورت تنزیلی است.
جریان سرمایه بانکهای تجاری: بانکهای تجاری عنوان عامی است که به مؤسسات مختلف سرمایه گذاری –
مانند شرکتهای بیمه، شرکتهای سرمایه گذاری، بانکهای سپرده، بانکهای سرمایه گذاری و غیره اطلاق می شود.
ب سرمایه گذاری رسمی یا عمومی:
سرمایه گذاری عمومی یا رسمی به دو شکل انجام می شود. ممکن است قرارداد وام و اعتبار کمک و خارجی به
صورت دو جانبه بین کشور یا بانکهای مرکزی آنها تنظیم شود و یا در حالت چند جانبه یعنی به وساطت
سازمانهای بین المللی مانند بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و سایر سازمانها، این مبالغ بین کشورها انتقال یابد.
برخی از این وامها و اعتبارات به صورت آزاد در اختیار درخواست کننده قرار می گیرد و بدون هر نوع تضمین،
می توان آنرا در هر زمینه ای هزینه کرد. اما اکثر این وامها و کمکهای خارجی مشروط بوده و کشور یاسازمان اعطاء
کننده، دقیقاً مورد مصرف آن وجوه را مشخص می کند. و این اعتبارات به صورت چند مرحله ای و مشروط به
حاصل شدن اطمینان از مصرف در همان مورد خاص، به کشور درخواست کننده پرداخت می شود. سرمایه های
رسمی با مشکلاتی از قبیل تهدید اقتدار سیاسی و اقتصادی، مشروط بودن این اعتبارات به اجرای سیاستهای اقتصادی
خاصی بدون توجه به شرایط داخلی و نیز نرخهای بهره بسیار بالا مواجهند و به همین خاطر در اکثر کشورها این نوع
جذب سرمایه های خارجی در اولویت آخر انتخاب قرار دارند.
مزایای قانونی تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی:
از مزایای قانون و آئین نامه اجرایی جدید تشویق و حمایت سرمایه گذرای خارجی می توان به حل بسیاری از
مشکلات قانون و آئین نامه قبلی و در نظر گرفتن برخی تمهیدات جدید به شرح زیر اشاره نمود:
* حوزه فعالیت سرمایه گذاری خارجی بسط یافته و حتی آموزش و پژوهش را نیز در بر گرفته است.
* سرمایه گذاری خارجی دولت یا دولتهای خارجی را نیز مجاز شمرده است.
در این قانون تصریح خاصی از برخی روشهای مجاز سرمایه گذاری خارجی صورت گرفته است.
* امکان حل و فصل اختلافات در مجامع بین المللی در نظر گرفته شده است.
موانع و مشکلات قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی:
از مشکلاتی که همچنان در قانون جدید به چشم می خورد، می توان به موارد زیر اشاره نمود:
* در این قانون تسهیلات خاصی از نظر عفو مالیاتی یا عوارض گمرکی برای سرمایه گذاران خارجی در نظر
گرفته نشده است. و بر اساس ماده ) ۸( قانون از حقوق، حمایتها و تسهیلاتی مشابه سرمایه گذاران داخلی
برخوردار خواهد بود و بدین ترتیب سرمایه گذار خارجی صرفاً در صورتیکه چنین مزیتهایی در قوانین
بودجه سالیانه برای آنها در نظر گرفته شود، از سیاستهای تشویق سرمایه گذاری خارجی برخوردار خواهند
بود.
* ماده ( ۸) این قانون با نگاهی مثبت، سرمایه گذار خارجی را از کلیه حقوق، حمایتها و تسهیلاتی که برای
سرمایه گذاری های داخلی موجود است، برخورداری می سازد ولی برخورداری از کلیه حقوق ضمن آنکه
بسیار مثبت است، سؤالات یا ابهاماتی را در انطباق با قوانین یا مقررات جاری در سایر بخش ها پیش
می کشد؛ از جمله آنکه مدیران واحدهای تولیدی و خدماتی داخلی مجازند تقاضای پذیرش در بورس
اوراق بهادار بنمایند و در صورت پذیرفته شدن، سهم آنان در بورس اوراق بهادار مورد معامله قرار
می گیرد. تسری این حقوق به سرمایه گذار خارجی منوط به آزاد شدن فعالیت آنان در بورس اوراق بهادار
کشور است .
*ماده ( ۳)قانون نیز که روش های سرمایه گذاری خارجی را مشخص می سازد با ابهام مواجه است. دربند
الف، سرمایه گذاری خارجی در کلیه زمینه هایی که بخش خصوصی مجاز به سرمایه گذاری است مجاز
شناخته شده، ولی در بند ب تصریح شده است که سرمایه گذاری خارجی در کلیه بخش ها یعنی علاوه
بر حیطه فعالیت بخش خصوصی در چارچوب روش های “مشارکت مدنی”، “بیع متقابل” و “ساخت،
بهره برداری و واگذاری” مجاز می باشد. قید کلیه بخشها به معنی آن است که سرمایه گذاری خارجی در
زمینه هایی که بخش خصوصی مجاز به فعالیت در آن نیست، به ترتیب فوق امکان حضور دارد و در
اینجاست که ابهام مذکور ظاهر می شود .
* در این قانون و آئین نامه اجرایی آن به صورت صریح به نحوه سرمایه گذاری در بازار اوراق بهادار پرداخته
نشده است و در ماده ۳ قانون نیز صرفاً سرمایه گذاری مستقیم خارجی و همچنین سرمایه گذاری در
چارچوب روشهای مشارکت مدنی، بیع متقابل، ساخت، بهره برداری و واگذاری را در شرایطی که
برگشت سرمایه و منافع حاصله صرفاً از عملکرد اقتصادی طرح مورد سرمایه گذاری ناشی شده باشد و
متکی به تضمین دولت یا بانکها و یا شرکتهای دولتی نباشد را از تسهیلات و حمایتهای قانون، برخوردار
می داند.
معاملات بر روی اوراق بهادار به طور کلی به سه شکل می باشد:
۱ معاملات کارگزاری
۲ معاملات به حساب خود
۳ بازارسازی
طبق لایحه جدید بازار سرمایه، کارگزاری، معامله گری و بازارگردانی از جمله فعالیت های شرکت های تامین
سرمایه است که با اخذ مجوز از سازمان بورس و اوراق بهادار قادر به انجام اینگونه فعالیت هاست. طبق لایحه
مذکور، شخص حقوقی که اوراق بهادار را برای دیگران و به حساب آنها معامله می کند، کارگزار، و شخص
حقوقی که اوراق بهادار را برای دیگران به حساب آنها و یا به نام خود معامله می کند، کارگزار/ معامله گر نامیده
می شود. همچنین کارگزار/ معامله گری که با اخذ مجوزلازم با تعهد به افزایش نقد شوندگی و تنظیم عرضه و
تقاضای اوراق بهادار معین و تجدید دامنه نوسان قیمت آن به داد و ستد اوراق می پردازد، بازارگردان نامیده می
شود.
بر اساس ماهیت، اوراق بهادار را به سه طبقه تقسیم می کنند:
الف اوراق بهادار بدهی که برای دارنده، امتیاز طلبکاری را به وجود می آورد مانند انواع اوراق قرضه
ب اوراق بهادار متضمن مالکیت که برای دارنده، امتیاز مالکیت را فراهم می کند، مانند سهم عادی
ج اوراق بهادار ترکیبی، که ترکیبی از امتیاز مالکیت و طلبکاری را به همراه دارد مانند سهام ممتاز
بر اساس شکل جریان های نقدی آتی، اوراق بهادار را به دو دسته تقسیم می کنند:
الف اوراق بهادار دارای درآمد ثابت که سود یا بهرۀ پرداختی آتی آن مشخص است مانند اوراق قرضه یا سهام –
ممتاز.
ب اوراق بهادار بدون درآمد ثابت که جریانات آتی نامعلوم است مانند سهام عادی. –
اوراق بهاداری که امروزه در بورس اوراق بهادار کشورها معامله می شوند متنوع و از رایج ترین آن ها می توان از
سهام -عادی و ممتاز، اوراق قرضه، حق تقدم، انواع اختیار معامله و اختیار خرید سهام از شرکت یاد کرد.
سهام (Stock)
در شرکت های سهامی، سرمایه به قسمت های متساوی تقسیم شده که هر یک از آن ها را یک سهم می گویند.
سهم قسمتی از سرمایۀ شرکت سهامی است که معرف میزان مشارکت، تعهدات و منافع صاحب آن در شرکت
سهامی می باشد -مادۀ ۰۴ لایحه اصلاحی قانون تجارت-. ورقه سهم سند قابل معامله ای است که نمایندۀ مالکیت
تعداد سهامی است که صاحب آن در شرکت سهامی دارد. بنابر تعریف، مجموع ارزش اسمی سهام، سرمایه شرکت
را تشکیل می دهد.
در کشور ما، ورقه سهم در زمان انتشار دارای ارزش اسمی است. در شرکت های سهامی خاص برای تعیین حداکثر
مبلغ اسمی سهام، محدودیتی وجود ندارد اما در شرکت سهامی عام، مبلغ مزبور نباید از ده هزار ریال بیشتر باشد.
دلیل اصلی محدود کردن حداکثر مبلغ اسمی در شرکت های سهام عام، امکان گسترش مشارکت هر چه بیشتر مردم
در فعالیت های تولیدی و صنعتی کشور می باشد.
ورقه سهام، صرف نظر از نوع آن، دارای اطلاعات زیر است:
– نام شرکت و شماره ثبت آن در دفتر ثبت شرکت ها
– مبلغ سرمایه ثبت شده و مقدار پرداخت شدۀ آن
– تعیین نوع سهم
– مبلغ اسمی سهم و مقدار پرداخت شدۀ آن به حروف و اعداد
– تعداد سهامی که هر ورقه نمایندۀ آن است
– نام دارنده، در صورت با نام بودن
اوراق سهام باید متحدالشکل و چاپی بوده و به امضای حداقل دو نفر صاحبان امضای مجاز رسیده باشد.
بازارهای معامله اوراق بهادار
بازار اوراق بهادار از لحاظ تقدم انتشار و دسترسی به اوراق بهادار به بازار اولیه و بازار ثانویه تقسیم می شود:
۱ بازار اولیه
بازار اولیه به بازاری اطلاق می شود که در آن اوراق بهادار جدید، برای اولین بار از طرف یک سازمان منتشر می
شود. انتشار اوراق بهادار در این بازار غالباً با هدف تأمین مالی صورت می گیرد. انتشار اوراق مشارکت توسط
شهرداری تهران برای تأمین مالی پروژه های شهری، و انتشار سهام توسط شرکت های سرمایه گذاری جهت تأمین
سرمایه، مثال های بارزی از معاملات بازار اولیه می باشد.
بازار اولیه در نتیجه فروش مستقیم و دست اول اوراق بهادار توسط شرکت ها یا مؤسسات دولتی، عمومی یا
خصوصی به سرمایه گذاران خصوصی و مؤسسات سرمایه گذاری ایجاد می شود. شکل زیر روش های این انتشار را
نشان می دهد
۲ بازار ثانویه و بورس اوراق بهادار
بازار ثانویه به ترتیباتی اطلاق می شود که از طریق آن، خریداران و فروشندگان می توانند به روشی متعارف و به
قیمت های قابل قبول برای طرفین، اوراق بهاداری که دورۀ عرضۀ آن در بازار اولیه به اتمام رسیده، را معامله کنند.
بازار ثانویه را می توان به دو بخش غیر متشکل )فاقد انسجام( و متشکل )سازمان یافته( تقسیم کرد.
در بخش غیر متشکل این بازار، عرضه کنندگان و متقاضیان، برای معامله اوراق بهادار مورد نظر خود، باید به دنبال
یکدیگر بگردند. از آن جا که هیچ مکان مشخصی برای این قسمت وجود ندارد و خریداران و فروشندگان، کاملاً
پراکنده و بی اطلاع از یکدیگرند، عمل معامله اوراق بهادار بسیار کند، با دشواری و هزینه زیاد صورت می گیرند به
ویژه این که هیچ مکانیزمی غیر از توافق طرفین برای تعیین قیمت وجود ندارد. این بازار مختص به اوراق بهاداری
است که در بخش سازمان یافته بازار )بورس اوراق بهادار یا بورس های فرعی( پذیرفته نشده اند.
اوراق سهام شرکت های سهامی خاص، یا سهام بسیاری از شرکت های سهامی عام که حائز شرایط پذیرش در
بورس نیستند در این بازار، و براساس قیمت های توافقی طرفین خریدار و فروشنده معامله می شوند. البته به منظور
تسهیل امر مبادلات اوراق بهادار در بازار ثانویه، برخی شرکت ها اقدام به تعیین مکانی برای مبادلات سهام خود می
نمایند. در این محل که معمولاً در مکان اصلی شرکت است، خریداران و فروشندگان خاص سهام همان شرکت
اقدام به معامله می کنند.
بخش متشکل و سازمان یافته بازار معمولاً متشکل از دو بخش بورس اوراق بهادار و بورس فرعی است. تفاوت بین
دو بازار مذکور، بیشتر دسته بندی مالی شرکتهایی است که در هر یک معامله می شوند. برای پذیرش شرکت ها در
هر یک از بخش های بازار شرایطی وضع می شود. در صورتی که شرکت، حایز شرایط پذیرش در بازار اصلی باشد
در آن بازار معامله و در غیر این صورت در بازار بورس فرعی معامله می شوند. گاهی اوقات برای هر قسمت از این
بازارها، دسته بندی های دیگری نیز صورت می گیرد که ایجاد تابلوی متعدد معاملاتی و تقسیم بندی زمانی
معاملات برای انواع اوراق بهادار از نمونه های رایج آن است. در حالت اول، همچون تقسیم بندی بخش های اصلی
و فرعی بازار، دو یا چند تابلو ایجاد شده و بنابر شرایطی که برای پذیرش شرکت ها در هر یک از تابلوها وضع می
شود، جایگاه معاملاتی آن ها در هر تابلو مشخص می شود. معمولاً درجه اعتبار این تابلوها با یکدیگر متفاوت و
نزولی است. به طوری که شرکت هایی که درتابلوی دوم قرار دارند سعی خواهند کرد به خاطر برخورداری از
مزایای اعتباری یا حتی در برخی موارد مالی، شرایط خود را بهبود داده و به تابلوی بالاتر ارتقاء یابند.
در حالت دوم یعنی تقسیم بندی معاملات برای انواع اوراق بهادار، معمولاً زمان معاملاتی تابلوها را تقسیم بندی
کرده و در هر قسمت، یک نوع ورقه بهادار خاص را معامله می کنند. مثلاً بخشی از زمان معاملاتی صرف انواع
سهام و بخش دیگر صرف انواع اوراق قرضه-مشارکت- خواهد شد.
دارایی های غیر قابل معامله:
الف- سپرده پس انداز:
سپرده پس انداز از قابلیت نقدینگی بالایی برخوردار است. دارایی هایی که با کمترین تغییرات قیمتی سریعا قابل
تبدیل به وجه نقد باشند از نقدینگی بالایی برخوردارند. معمولا نرخ بهره ای که به حساب های پس انداز پرداخت
می شود، کمترین نرخ در حساب ها می باشد. نرخ بازده پایین این سپرده ها باعث شده رقبای زیادی برای به دست
آوردن آن تلاش کنند.
ب- گواهی سپرده:
بانک های تجاری و سایر مؤسسات، گواهی ها پس انداز مختلفی را ارائه می کنند که با نام گواهی سپرده ۵۵ شناخته
شده اند. این گواهی ها با سررسیدهای مختلف در بازار موجود است به نحوی که هر چه زمان سررسید افزایش می
یابد نرخ آن نیز افزایش می باشد.
مؤسسات مختار هستند نرخ گواهی سپرده خود و شرایط آن را تعیین کنند. به خاطر رقابتی که در این موسسات
وجود دارد موسسات در تعیین شرایط گواهی سپرده خود آزاد هستند. اگر چه برخی از منتشرکنندگان گواهی
سپرده سعی می کنند جریمه های مربوط به برداشت سریع سپرده را کاهش دهند و حتی از آن چشم پوشی کنند با
این حال کسانی که سپرده های خود را زودتر برداشت می کنند با جریمه هایی مواجه می شوند. بنابراین سرمایه
گذاران قبل از سرمایه گذاری باید به دقت شرایط سرمایه گذاری در گواهی سپرده موسسات را مطالعه کنند.
سرمایه گذاران، گواهی سپرده را به عنوان جایگزینی برای سایر سرمایه گذاری های کم ریسک – با بازده پایین-
انتخاب می کنند. وقتی که نرخ گواهی سپرده بالا است میلیون ها دلار به سمت این نوع سرمایه گذای سرازیر می
شود. اما زمانی که نرخ این گواهی پایین است تمایل چندانی به این نوع سرمایه گذاری وجود ندارد.
ج- حساب های سپرده بازار پول:
در بانک مرکزی ایالات متحده به موسسات مالی اجازه داد که حساب های سپرده بازار پول ۵۰ را بدون
هیچ نرخ بهره ای ارائه کنند. بنابراین، این حساب ها می توانند باعث ایجاد رقابت در بازار پول شوند. در این نوع
سرمایه گذاری، بانک حساب های سرمایه گذاری بازار پول را عرضه می کند این حساب ها دارای نرخ های بازده
رقابتی بوده و حجم بالای دلار توسط شرکت بیمه سپرده بانک مرکزی بیمه می شود. موسسه برای اینکه
بتواند این نوع حساب را باز کند نیاز به حداقل سپرده دارد. قوانین بانک مرکزی ایالات متحده، تعداد معاملات هر
ماه را محدود به شش نقل و انتقال کرده است. در حالی که با استفاده از ماشین های اتوماتیک محدودیتی در تعداد
معاملات و سپرده ها وجود نخواهد داشت.
اوراق قرضه پس انداز دولتی:
اوراق قرضه پس انداز دولت ، یک نوع اوراق قرضه دولتی است که زیر قیمت اسمی یا به ارزش اسمی عرضه می
شود و بهره سالانه پرداخت می کند. به این اوراق قرضه تا زمان سررسید هیچ نوع مالیات محلی، ایالتی و مرکزی
تعلق نمی گیرد.
اوراق قرضه پس انداز غیر قابل معامله، غیر قابل انتقال است و نمی توان از آن به عنوان وثیقه استفاده کرد. این اوراق
اغلب از طریق بانک مرکزی به فروش می رسد.
بهره اوراق قرضه پس انداز به صورت ۶ ماهه پرداخت می شود بنابراین با توجه به مدت زمان نگهداری این اوراق و
با توجه به نرخ های بهره متداول، سرمایه گذاران می توانند در زمان بازخرید، مقدار کمتر یابیشتر از ارزش اسمی به
دست آورند.
اوراق بهادار بازار پول:
اوراق بهادار بازار پول ، ابزارهای کوتاه مدتی هستند که توسط دولت ها، موسسات مالی و شرکت ها به سرمایه
گذارانی که تمایل به سرمایه گذاری موقت دارند فروخته می شود. این بازار اغلب در اختیار موسسات مالی، بانک
های خاص و دولت ها است. . محدوده سررسید ابزارهای بازار پول از یک روز تا یک سال و اغلب کمتر از ۴۱ روز می باشد. برخی از این ابزارها قابل
معامله و برخی دیگر غیرقابل معامله هستند. اگرچه سرمایه گذاران ممکن است مستقیما در این اوراق بهادار سرمایه
گذاری کنند ولی اغلب این سرمایه گذاران از طریق صندوق های مشترک سرمایه گذاری و به صورت غیر مستقیم
اقدام به سرمایه گذاری می کنند.
این صندوق های مشترک سرمایه گذاری اقدام به تشکیل پرتفلیو و ایجاد مجموعه از اوراق بهادار می کنند که در
نهایت باعث کاهش ریسک سرمایه گذاری می شود.
به طور خلاصه، ابزارهای پول، سرمایه گذاری های کوتاه مدت و با قابلیت معامله بالایی هستند که میزان ریسک
آنها خیلی پایین و حجم سرمایه گذاری در آنها بالاست. این نوع سرمایه گذاری به صورت غیرمستقیم و از طریق
صندوق های مشترک سرمایه گذاری صورت می گیرد.
اولین ابزار بازار پول، اوراق خزانه است که دارای تضمین کامل بوده و قابلیت نقدینگی آن بالا است و توسط دولت
ایالات متحده آمریکا منتشر می شود. تاریخ سررسید این اوراق از ۴۱ روز تا یک سال و با تخفیف و به مبلغی کمتر
از ارزش اسمی به فروش می رسد. تخفیفی که به این اوراق داده می شود بازده آن را مشخص می کند. هر چه میزان
تخفیف در زمان خرید بیشتر باشد نرخ بازده ای که عاید سرمایه گذاران می شود بیشتر خواهد بود. اوراق خزانه
منتشر شده می تواند در بازارهای ثانویه و بازارهایی که از کارایی بالایی برخوردار هستند خرید و فروش شود.
گواهی سپرده بانکی قابل معامله
این اوراق توسط بانک ها برای یک دوره مشخص و با یک نرخ بهره مشخص منتشر می شوند و به سرمایه گذاران
عرضه می شود. سرمایه گذاران می توانند این اوراق را تا زمان سررسید نگهداری نموده و یا قبل از زمان سررسید در
بازار بفروشند هدف بانک ها از انتشار این اوراق، تامین مالی است. مبلغ سپرده تا زمان سررسید در نزد بانک
نگهداری می شود. تاریخ سررسید این اوراق معمولاً بین ۵۴ روز حداقل زمان تا یک سال است.
اوراق کوتاه مدت و بدون وثیقه ای هستند که توسط شرکت های بزرگ و معروف که از نظر مالی از بنیه بالایی
برخوردار می باشند از قبیل شرکت های مالی منتشر می شود. اوراق تجاری با تخفیف و با قیمت هایی مانند قیمت گواهی سپرده
بانکی قابل معامله به فروش می رسد. اگرچه برای اوراق تجاری بازارهای ثانویه وجود دارد ولی عملکرد این بازارها
ضعیف بوده و اکثرا توسط خریدار تا موعد سررسید نگهداری می شود.
دلار اروپایی
گواهی سپرده ای هستند که توسط بانک های خارجی یا در شعب خارجی بانک های اروپایی عرضه می شود.
اگرچه این بازار ابتدا در اروپا گسترش یافت ولی در اکثر کشورهای دنیا گسترش یافته است. سپرده های دلار
اروپایی شامل سپرده های زمانی و گوای سپرده قابل معامله است که مورد اخیر بخش اکثر بازار دلار اروپایی را
شکل می دهد. تاریخ سررسید این اوراق کوتاه مدت و اغلب کمتر از شش ماه است. بازار دلار اروپا در ابتدا یک
عمده فروشی و با سپرده ها و وام های عمده بوده است. با وجود امنیت نسبی حاکم بر دلار اروپایی، با این حال
بازدهی این اوراق به خاطر قوانینی که منتشرکنندگان برای بانک های دلار اروپایی دارند نسبت به سایر دارایی های
بازار پول بیشتر است.
یک توافق میان وام دهنده و وام گیرنده )و اغلب میان موسسات( برای خرید و فروش اوراق بهادار دولتی ایالات
متحده است. طبق این توافق وام دهنده، اوراق بهاداری را به وام گیرنده می فروشد و موافقت به عمل می آید که این
اوراق بهادار با قیمت مشخص شده و در تاریخ معین بازخرید شود. نرخ بهره موثر از تفاوت میان قیمت خرید و
قیمت فروش تعیین می شود. سررسید این اوراق معمولا خیلی کوتاه مدت و از ۳ تا ۵۴ روزه و حتی در برخی از
موارد یک شب می باشد.
اسناد تایید شده توسط بانک ها
این اوراق سفته یا برات وعده داری است که توسط واردکننده یا صادرکننده در وجه بانک کشیده می شود و بانک
می پذیرد که در سررسید نهایی مبلغ مندرج در آن را، بدون هیچ قید و شرطی بپردازد. در این حالت بانک موافقت
می کند مبلغ مشخصی را در تاریخ مشخص شده آتی پرداخت کند. اسناد تایید شده توسط بانک ها،اسناد قابل
معامله هستند و دارنده آن می تواند آن را به کمتر از ارزش در بازار پول به فروش برساند. این اسناد اغلب در
معاملات بین المللی مورد استفاده قرار می گیرد. موعد سررسید این اسناد بین ۳۱ تا ۵۸۱ روز است و موعد سررسید ۴۱ روز، بیشتر متداول
است.
ابزار های قابل معامله
بررسی می شود: » بازار پول، بازار سرمایه و مشتقه ها « ابزار های قابل معامله در سه دسته ابزار های
اوراق بهادار بازار پول: اوراق این گروه از دارایی ها دارای درجه نقدشوندگی بالا و ریسک پذیری کمی است
و به وسیله دولت ها، موسسات مالی و شرکت ها به سرمایه گذاران فروخته می شود. ویژگی مهم این اوراق
سررسیددار بودن آنهاست. حجم معاملات آنها بالا و سررسید آنها از یک روز تا یک سال است. سرمایه گذاران
عمدتاً به طور مستقیم در این اوراق سرمایه گذاری می کنند ولی در برخی موارد به طور غیرمستقیم و از طریق
صندوق های سرمایه گذاری این کار انجام می شود.
منبع
http://KetabFarsi.ir










